تبلیغات
تاپ مدیر - دزد باور ها

گویند روزی دزدی در راهی بسته ای یافت که در آن چیز گرانبهایی بود و دعایی نیز پیوست آن بود. آن شخص بسته را به صاحبش بازگرداند.

او را گفتند : چرا این همه مال را از دست دادی؟

گفت: صاحب مال عقیده داشت که این دعا، مال او را حفظ می کند و من دزد مال او هستم، نه دزد دین! اگر آن را پس نمی دادم و عقیده صاحب آن مال خللی می یافت، آن وقت من، دزد باورهای او نیز بودم و این کار دور از انصاف است.





طبقه بندی: داستان های مدیریتی، 
برچسب ها: دزد باور، عقیده و باور، دزد مال و اموال، لطمه به دین و اعتقاد،  

تاریخ : سه شنبه 18 فروردین 1394 | 02:49 ب.ظ | نویسنده : سالار قاسم زاده | نظرات
.: Weblog Themes By SlideTheme :.


  • فرازفا